خانه » زنگ تفریح » شعر و متن ادبی » نامه ی یک پدر به دخترش…

نامه ی یک پدر به دخترش…

image013

دخترکم

برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ….

چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی….کسی که باعث گریه ات میشود پاککن…

دخترکم

به سوی کسی که ناز میکنددست نیاز دراز نکن…بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی….

دخترکم

تو زیباترینی… .همیشه با این باور زندگی کن…خودت را فراموش نکن… .

شاید گریه یا خنده ات برای بعضی هابی ارزش باشد….اما به یاد داشته باش….

کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند….

دخترک من

هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست….اشتباه که کردی برخیز….اشکالی ندارد….

بگذار دیگران هر چه دوستدارند بگویند…..

خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی کسی که ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را در می یابد….

زمستان است…. زیاد میشنوی هوا دو نفره است!!!!به درک که دو نفره است تنها قدم زدندنیای دیگری دارد..

دخترکم

شاید شاهزاده را همه بشناسند اما باور داشته باش….برای پدرت تو ملکه هستی….

گریه کرده ای؟؟؟؟ رنج کشیده ای؟؟؟؟ سرت کلاه رفت؟؟؟اذیتت کرده اند؟؟؟ عیبی ندارد…. ن

گذار تکرار شود….گاهی تکرار یک درد دردناک تر است!!!احساس تو با ارزش است خرج هر کسی نکن…

از تمام مردهایی که میبینی و متلک نثارت میکننداز تمام مردان این شهر ممنون باش…ممنون باش که هر روز

لطافت تو را،ظرافت تو را، زیبایت را یادآور میشوند… .تو قدرتمندی که با تمام ضعیف بودنت در برابرت ناتوانند…

آری ناتوانند…

دخترکم تو با ارزشترین موجود زمین هستی

هیچ گاه فراموش نکن…..

درباره شــهریاری

من معّلــم هستم آنچه خــود آموختم باسـخاوتمندی به تو می آموزم به تــو می آموزم الـف ایمان را تا که روحت با آن نور صیقل یابد به تو می آمــوزم که چطور عشق را در دل خود ضرب کنی و سپس برهـمگان تقسیمش و چطور نامساویــها را به تساوی بکشی به تو می آموزم لحظه های گذران هستی چه بهایی دارند هر زمان گلبرگی از عمر منو تو به زمین می افتد پس بیا بوی خوش خـوبی را به همه هدیه کنیم نــوگلم ... فررنــدم ... ای سراپا همه شوق ای سـراپا همه شور ... تو بخواه ... تو بپـرس تا که تـعریف کنم بی نهایت ها را ...

مطلب پیشنهادی

شعری در وصف امام زمان(عج)

من که هر شام و سحر پرسش حال تو کنم چه شود گر نفســـــــی سیر ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *