خانه » زنگ تفریح » شعر و متن ادبی » اگر میدانستم ..

اگر میدانستم ..

اگر میدانستم که عمر زندگی مثل گل کوتاه است،

لحظه هارا غنیمت  می شمردم چون هرگز قادر به برگشت

زمان نبودم  و نمی توانستم دوباره آن ها را تجربه کنم.

 اگر میدانستم…..از هر روز خود روزی نو می ساختم

و در هنگام غم و اندوه به دامان با صفای طبیعت پناه می بردم 

و با دبدن سبزی زندگی، به خود امید می دادم.

 اگر میدانستم…..از عشق واقعی قلبم را پر می ساختم تا

  متکبر و گستاخ نباشم، خود پسندی و حسادت را از خود دور سازم

  و تا زمانی که زنده ام عشق را تجربه کنم زیرا هیچ درمانی

  برای عشق به غیر از عشق ورزیدن بیشتر در دنیا وجود ندارد.

 اگر میدانستم از طریق حرف زدن درهای ارتباطی را می گشودم

 و اول خود را باور می کردم تا دیگران باورم کنند

 اگر میدانستم زندگی ام رابه همان شکلی درمی آوردم که میخواستم

  چون من هنرمند و پیکر تراش اصلی زندگی خودم هستم.

  اگر میدانستم….در پرتو تجربه اندوزی، اشتباهات گذشته را

  مثل فانوس راهنمای خود قرار می دادم وبا استفاده ازآن

  به سوی تعالی که همان صراط مستقیم است قدم بر میداشتم

حیف که ندانستم……

درباره شــهریاری

من معّلــم هستم آنچه خــود آموختم باسـخاوتمندی به تو می آموزم به تــو می آموزم الـف ایمان را تا که روحت با آن نور صیقل یابد به تو می آمــوزم که چطور عشق را در دل خود ضرب کنی و سپس برهـمگان تقسیمش و چطور نامساویــها را به تساوی بکشی به تو می آموزم لحظه های گذران هستی چه بهایی دارند هر زمان گلبرگی از عمر منو تو به زمین می افتد پس بیا بوی خوش خـوبی را به همه هدیه کنیم نــوگلم ... فررنــدم ... ای سراپا همه شوق ای سـراپا همه شور ... تو بخواه ... تو بپـرس تا که تـعریف کنم بی نهایت ها را ...

مطلب پیشنهادی

شعری در وصف امام زمان(عج)

من که هر شام و سحر پرسش حال تو کنم چه شود گر نفســـــــی سیر ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *