خانه » آموزش » آموزش نماز » نقش معلم در ترویج فرهنگ نماز

نقش معلم در ترویج فرهنگ نماز

به گــزارش گروه اجتــماعی نـــوگل باغ ؛ نمــاز واجب است و نه تنها در شریعت اسلامی بلکه در شرایط دیگر نیز تکلیف شده است. تمام انبیاء الهی از نماز یاد کرده اند و مردم را بدان سفارش نموده اند. بهترین وسیله ارتباطی انسان با خدا، مجال گفت و گو، عرصه را و نیاز و مشاهده تجلای او در محیط دل است و در جوهره آن سازندگی اخلاقی موج می زند. در توصیف جمال نماز علاوه بر روشنایی بخشی بر جان پــیامبر (ص) بعنوان مایه روسفیدی اهــل ایمان ، طهارت روح عموم مردمان نیز از آن یاد شده است بلکه نماز را بـــازدارنده گناه و عصیان و پوشاننده خطا و اشتباه دانسته اند .

  • توجه به نـــماز

نماز یکى از مهمترین واجباتى است که اهمیت دادن به آن تا حد زیادى مى تواند ما را بسوى راههاى موفقیت سوق دهد. بزرگان و برجستگان راه طریقت،یکى از بزرگترین راههاى موفقیت خود را، توجه به نماز دانسته اند. حضرت امام خمینى (ره) کسى بود که در حساسترین لحظات و با وجود امر خطیرى که به عهده ایشان بود، هرگز از وقت نماز خود کم نگذاشت و دیدیم و شنیدیم که حتى که در آخرین لحظات عمر پر برکتشان چگونه به بر پاداشتن نماز همت گماشت.

ولى اگر معلم که الگوى کودکان و نوجوانان هستند به نماز توجه نکنندو بچه احساس کند که نماز براى آدمهاى تحصیل کرده و داراى سوادبالا نیست آیا همین موجب دورى بچه ها از نماز و عبادت نمى شود.

وقتى معلم مدرسه از موارد زیر دور باشد در حقیقت بچه هاى مدرسه را از فرهنگ نماز دور کرده است :

  • انس با نـماز
  • ارتباط بهتر با بچه هاى نماز گزار
  • تشویق بچه هاى کاهل نماز به حضور در نماز خانه
  • گفتگو با بچه ها درباره نماز
  • بیان احساس خود از نماز

و اگر معلم مدرسه خودش از این چند مورد برخوردار باشد و واقعى و حقیقى دوست نماز باشد خیلى وضعیت بچه ها در نماز خواندن و علاقه به نماز بهترخواهد بود . وزیر آموزش و پرورش در هشتمین اجلاس سراسرى نماز اعلام کرده بود ۷۶ درصد دانش آموزان کشور به اقامه نماز جماعت گرایش دارند در حالى که نتایج تحقیقات و پژوهشهاى متعدد کارشناسان به نکته اى دیگر دراین باره اشاره مى کند. شاید بتوان این رقم را اینطور تعدیل کرد که ۷۶ درصد دانش آموزان در نمازجماعت شرکت مى کنند. درگفت و گوهایى که با برخى جوانان صورت گرفته، آنها نیز نظراتى دارند که مواردى از آنها قابل دفاع است  ولى همین حضور هم خیلى ارزشمند است چون براساس دیدگاه دکتر عبدالرضا کردى مدرسه تعلیم دین دارد و خانه تربیت . ( دینى در یکى از منا اینترنتى که توسط یکى از بچه هاى مسجدى اهل مشهد مقدس مطالعه مى کردم درباره روشهاى ترویج نماز چنین نوشته بود که خواندن آنها را به خودمان و سایر معلمین سفارش میکنیم :

نمازگزاردن سلوک در وادى عشق است که هرقدم هدیه اى ازسوى خداوند شمرده مىشود.

الف ) هدیه انسان به خدا :

هدیه کلمه اى است که بار عاطفى ویژه اى دارد و انسان ها براى نشان دادن محبتشان به یکدیگر هدیه مى دهند. به همین دلیل همه مى کوشند هدیه شان ماندگار و خاطره آفرین باشد.

اگر انسان با این دید به نماز بایستد که در حال هدیه دادن به خداوند است، به یقین چگونگى نمازگزاران براى او اهمیت مى یابد و مى کوشد تا هدیه در خورى را به محضر حضرت حق تقدیم کند.

ب ) هدیه خدا به انسان :

برخى با این دید به نماز مى نگرند که نماز تکلیفى از ناحیه خداوند است و رابطه بین انسان و خداوند را چون رابطه عبد و مولى بسیار خشک و رسمى تلقى مى کنند، در حالیکه مى توان با محبت و انبساط روحى بیشترى به این رابطه نگاه کرد و نماز را هدیه خداوند و ره آورد معراج حضرت محمد (ص) دانست.

در این فضا، نمازگزاردن سلوک در وادى عشق است که هر قدم هدیه اى از سوى خداوند شمرده میشود . اگر تنها با دید انجام تکلیف به نماز بنگریم، جان خود را در حصارى از محدودیت خواهیم دید و از لطافت و زیبایى چنین رابطه اى بى بهره خواهیم ماند.

ج ) روح و کلید نماز :

نماز به وجود انسان مى ماند که حقیقتى مرکب از جسم و روح است. هر یک از اعضاى بدن انسان که برخى در ظاهر و برخى در درون هستند نقش خاصى در حیات او دارند . برخى مانند قلب نقش کلیدى در حیات انسان داشته و با نبود آن نقصان جدى در تمامیت وجود انسان ایجاد مى شود و برخى دیگر مانند رنگ چشم، مو و … به کالبد انسان جلوه مى دهند . به نماز نیز چون با همین دید بنگریم، حضور قلب را روح نماز خواهیم دید و ارکان نماز را اعضاى حیاتى نماز، دیگر واجبات مثل قرائت و تشهد و سلام را به منزله دست و پا و مستحباتى همچون قنوت را زینت و جلوه نماز خواهیم دید .

د ) نماز در فضاى بندگى :

بندگى رکن اصلى و گوهر تمامى عبادت است و هدف از خلقت انسان چنین تعیین مى شود. بندگى رنگ دیگرى به عبادت مى بخشد و بینش انسان را نسبت به عبادت تغییر مى دهد . بندگى یعنى احساس و اظهار بندگى، خدا را مالک همه چیز دانستن، راضى به رضاى خدا بودن، خدا محورى ، خود فراموشى وپسندیدن آنچه خدا مى پسندد . قرار گرفتن در فضاى بندگى موجب مى شود عبادت انسان از سنخ عبادت آزادگان باشد ، نه عبادت بازرگانان و بردگان . به همین دلیل این عبادت بدون هیچسختى واکراهى و با میل و اشتیاق انجام مى شود.

  • شـرایط لازم در تـــمام مــراحل برپــایى نــماز

براى ایجاد حضور قلب شرایطى لازم است که مى بایست درتمام مراحل نماز به آن توجه شود . از جمله تصمیم و عزم، که از لوازم ضرورى انجام یا ترک هر عملى است. میرزا جواد آقا ملکى سبب پیدایش حضور قلب ، همت آدمى است ،  تبریزى مى گوید : زیرا قلب تابع همت و اراده است .

البته صرف تصمیم گرفتن کافى نیست ، بلکه مى بایست بر این خواسته مداومت کرد تا جنبه موقت پیدا نکند . توجه به مقدمات و احکام قبل از نماز، همچنین رعایت مستحبات در طول نماز نیز از شرایط تحصیل حضور قلب است.

  • رعـــایت آداب نـــماز

براى رسیدن به معناى حقیقى نماز رعایت آداب نماز لازم است. آداب نماز برخى ظاهرى و برخى باطنى است. آداب ظاهرى که شکل اعمال نماز را مشخص مى کند و موجب زینت نماز مى طمائینه ، صوت و لحن، مسواک زدن، استعمال ،  شود عبارتند از : عطر، پوشیدن لباس سفید و پاکیزه و آداب باطنى، مربوط به معانى و مفاهیم و اسرار نماز است. نمازگزار باید علاوه بر رعایت آداب ظاهرى به آداب باطنى نیز توجه کند که حضور قلب واقعى در اثر توجه به این آداب است. رعایت آداب ظاهرى نیز مقدمه اى براى رسیدن به این مرحــله است. آداب باطنى نماز عبارتند از: نشاط، اخلاص، گریه از خوف خدا و خشوع.

  • فراغت وقت نـــماز

« فراغت وقت » یکى از عوامل حضور قلب در نماز فراغت آن است » : امام خمینى (ره) فراغت  وقت را چنین معنا مى کند که انسان در شبانه روز براى عبادت خود وقتى را معین کند تا در« آن زمان، اشتغال دیگرى به غیر از عبادت نداشته باشدانسان باید براى عبادت زمانى را اختصاص دهد تا نمازگزارى شتاب زده و اضطرارى صورت نپذیرد. البته همان گونه که توصیه شده، نماز را باید در وقت فضیلت، یعنى همان اول وقت برپا کرد. این که برخى براى نماز وقت معینى ندارند و فرصت نماز را مى سوزانند، دلیل آشکارى بر بى توجهى آنها نسبت به نماز است، گویا نماز عاملى است که خارج از برنامه زندگى قرار دارد و چون از کارهاى دیگر فارغ مى شوند، ابتدا با کراهت به سوى آن مى روند و سپس شتاب زده آن را ادا مى کنند. روشن است که چنین نمازى با افکار پریشان، خاطرى آشفته وبدون حضور قلب تنها در خم و راست شدن خلاصه مى شود. این تجربه ها به خوبى مى دهد که چرا وقت نماز در روایات بسیار مهم تلقى شده.

  • فراغت قلب

فراغت قلب مهمتر از فراغت وقت است. فراغت قلب یعنى نماز گزار در حین عبادت، ذهن و قلب خود را از مشغله ها و همّ و غم دنیایى فارغ کند و توجه قلب را از امور پراکنده و پریشانى خاطر منصرف نماید و تمامیت دل را معطوف به عبادت حق تعالى و مناجات با او کند.

  • ذکر دائــم خـدا

یکى از راههاى حضور قلب ذکر همیشگى خداوند است، یعنى نمازگزار در طول روز در خارج از نماز نیز به یاد خدا باشد و این ممکن نخواهد بود مگر آنکه نمازگزار با یاد خدا، اعمال صالح را فراروى خود قرار دهد. چطور ممکن است قلبى که در طول شبانه روز از یاد خدا غافل بوده به یکباره در هنگام نماز تغییر جهت داده و از گرایش هاى دنیوى خارج شود. چنین قلبى هرگز به مرحله حضور نخواهد رسید و مصداق نمازگزارى مى شود که را بجا مى آورد و از ستم « صلوه ساهون » با غفلت از روح نماز ابایى نخواهد داشت. ولى قلبى که همواره به یاد خداست، با تمام وجود در هنگام نماز محضر خداوند را درک مى کند.

  • یاد مــــرگ

از امورى که حضور قلب ایجاد مى کند، یاد مرگ است. اگر انسان به یاد مردن باشد و باور کند که هر لحظه امکان وقوع مرگ نماز وداع باشد، نماز را به بهترین « این نماز » او هست و شاید وجه به جا مى آورد، زیرا زمانى براى جبران نمى بیند و خود را عازم جهانى مى بیند که نه تنها فرصتى براى عمل کرد به او نمى دهد، بلکه از او حساب پس مى کشد.

  • دعا و توســـل

یکى از راههاى ایجاد حضور قلب، دعا و درخواست حضورقلب از حق تعالى است. نمازگزار پیش از نماز مى بایست ازخداوند بخواهد که به او توفیق حضور قلب در عبادت بدهد.این دعا علاوه بر آماده کردن روح نمازگزار براى حضور قلب سبب جبران کاستى هایى مى شود که در طول شبانه روز از او سرزده است.

  • توجـه درمفــــــــــهوم اعمال نـــماز

هر یک از اعمال نماز مفهوم و معناى خاصى دارد و تنها یک رشته آداب ظاهرى نیست و توجه به این معانى پنهان که از آن به عنوان اسرار عبادت یاد مى شود، در حضور قلب نمازگزارنقش خاصى ایفا مى کند.

حضرت على (ع) مىفرماید: هنگامى که رکوع مى کنى با خویشتن بگو به تو ایمان دارم، هر چند گردنم زده شود و هنگامى که سر را از رکوع بلند مى کنى با خودت بگو تو مرا از عدم به وجود آوردى. در سجده اول در دل، این معنا را به یاد آور که تو از خاک مرا بیرون آوردى و هنگامى که براى سجده دوم مى روى، بگو دوباره به خاک باز مى گردم و وقتى سر از سجده دوم بر مى دارى، در دلت بگو خداوندا دوباره مرا از خاک زنده مى کنى تا نتیجه کارهایم را ببینم .

  • توجه و تفکر در وضو و دعاهاى آن

وضو گرفتن علاوه بر بعد ظاهرى آن که نظافت جسم است، ازنظر باطنى و معنوى نیز موثر است و روح را تقویت مى کنددعاهایى که در حال وضو خوانده مى شود. مقدمه مناسبى براى قراردادن انسان در فضاى بندگى است و به خوبى نظام معرفتى انسان را براى دیدار حضرت حق و صحبت با او آماده مى کند. خواندن این دعاها در صورت توجه به مفهوم آن شناخت هاى لازم جهت توجه به نماز و احساس نیاز به نماز را در نمازگزار ایجاد مى کند و با ایجاد حال و هوایى معنوى در انسان، او را در درک عظمت حضرت حق یارى مى کند . به این ترتیب وضو مقدمه اى در ایجاد فراغت قلب است و زمینه را براى ورود ازبعد ظاهرى به بعد باطنى نماز مهیا مى کند.

  • نــــــــوافل

همراه هر یک از نمازهاى واجب پنج گانه برخى نمازهاى مستحبى تعیین شده که پیش یا پس از آن به عنوان نوافل خوانده مى شود. اقامه نوافل از امورى است که سبب حضور قلب درنمازهاى واجب مى شود و نمازگزار براثر این اعمال مستحبى،روح خود  را براى عبادت ورزیده مى کند.

امام صادق (ع) به نقل ازرسول گرامى اسلام (ع) مى گوید:

بنده به « و انه لیتقرّب الىّ بالنّافله حتى احبّه …» : خداوند فرمود واسطه نوافل آنقدر به خدا نزدیک مى شود که خدا او را دوست«. مى دارد شاید علت نزدیکى انسان به خدا بر اثر خواندن نافله این باشدکه خداوند از وراى این عمل اختیارى و مازاد بر تکلیف، شوق و شور بنده خود را مشاهده مى کند و بدین جهت او را دوست مى دارد و سزاوار مقام قرب مى بیند. حاصل این نزدیکى و دوستى رابطه اى از روى معرفت و پایدار است .

درباره شــهریاری

من معّلــم هستم آنچه خــود آموختم باسـخاوتمندی به تو می آموزم به تــو می آموزم الـف ایمان را تا که روحت با آن نور صیقل یابد به تو می آمــوزم که چطور عشق را در دل خود ضرب کنی و سپس برهـمگان تقسیمش و چطور نامساویــها را به تساوی بکشی به تو می آموزم لحظه های گذران هستی چه بهایی دارند هر زمان گلبرگی از عمر منو تو به زمین می افتد پس بیا بوی خوش خـوبی را به همه هدیه کنیم نــوگلم ... فررنــدم ... ای سراپا همه شوق ای سـراپا همه شور ... تو بخواه ... تو بپـرس تا که تـعریف کنم بی نهایت ها را ...

مطلب پیشنهادی

دستهای بسته؛ بالهای گشوده/ به یاد ۱۷۵ غواص شهید دست بسته‌ی نهر ابوفلوس

می‌شود بدون جراحت هم شهید شد. شاید این را بگویند «زنده‌به‌گور»؛ اما مگر کدام شهید، ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *